تبليغاتX

ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین


کد آهنگ
هم نفس

هم نفس

چه زود..... دلخوشی هایمان .... خاطره شد!.... امید را ...... بگو.... کجا کاشتیم..... که سبز نشد

امروز دلم واسه داشتنت پر که نه ، پر پر مي زنه

واسه بودنت و بغل کردنت

اینکه سرم رو بذارم روي شونه ات و دستات رو فرو کني لاي موهام

و بگي: ماله خودمي ... 



http://salijoon.us/mail/910122/lv/013.jpg

نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت توسط لیلا|

به كلاغها بگویید:
قصه ی من
اینجا...
... تمام شد
یکی...

بود و نبود مرا با خود برد...

http://adlet.ir/up/uploads/13341227118.jpg

پ.ن:یک روز - که شاید دور باشد- یک روز - که شاید نزدیک- باور می‌کنم که دنیا هیچوقت شبیه عاشقانه‌های من نیست

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت توسط لیلا|

گاه دلتنگ میشوم

دلتنگ تر از همه دلتنگی ها

گوشه ای می نشینم و حسرت ها را می شمارم

باختن ها را ، صدای شکستن ها رانمیدانم

من کدام امید را نا امید کردم...

کدام خواهش را نشنیدم...

وبه کدام دلتنگی خندیدم که این چنین دلتنگم..


http://www.avazak.ir/gallery/albums/userpics/10001/normal_Avazak_ir-Love664.jpg


پ.ن:من به اندازه ی چشمان توغمگین ماندم…
و به اندازه ی هر برق نگاهت نگران
تو به اندازه ی تنهایی من شاد بمان

نوشته شده در جمعه چهارم فروردین 1391ساعت توسط لیلا|


نمی دانـم چـرا چندیـســت بی وقفه

دلـم در بارگاه سینه می لـــرزد

چه حالی در میان چشم من پیداست

که پیش روی من آیینه می لرزد

نمی دانم چرا چندیست دستانم

پر از سرمای سوزان زمستانیست

نمی دانم چرا ژرفای احساسم

پر از اندوه و حسرت های پنهانیست

به شب ها خواب بر چشمم نمی بارد

و تا صبح از شرار غصه می سوزم

نگاه اشک ریز و غرق رازم را

به چشم ساکت دیوار می دوزم

مرا ای کوچه های سرد در یابید

منم خاکستری در پیشگاه باد

منم افسانه ای از ذهن ها رفته

منم ته مانده خاموش یک فریاد

http://avazak.ir/gallery/albums/userpics/10001/Photo-Skin_ir-Girl136.jpg


پ.ن:دلتنگی برای من تمامی ندارد
فرقی هم ندارد
جز در مقیاس اندازه و نوع
وقتی هستی یک جور
و وقتی نیستی هم ... کمی بیشتر
من همیشه دلتنگم

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت توسط لیلا|

نمیدانم در کدامین واژه پنهانم

نمیدانم در كدامین خانه مهمانم

تبم سرد و لبم سرد و شبم سرد

که گویی دانه برف زمستانم


تمام درد من درد جدایی است


همه با من ولی تنهام اینجا

از صدای ناله هایم گرفتم سرسام اینجا


در آن روزی که قلبم خودکشی کرد
         
 غمم در دوری لبخند خوشی کرد


 همانجا بازی مرگ را بردم

یه گوشه خسته و تنها مردم


https://fbcdn-sphotos-a.akamaihd.net/hphotos-ak-ash4/s720x720/381625_319651441378945_100000022757302_1318226_127872328_n.jpg

پ.ن:دوستت دارم...



یک کلمه است با دنیـایی‌ از مسـولیت


گفـتنش هنر نیست


مسولیت پذیـریش هنر است..

نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت توسط لیلا|

بعضی وقت ها روزگار؛

یک طوری می سوزونتت که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن،

بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن.

زمانه ایست که خیلی خیلی ، چیزها آنطوری که بود یا باید باشد نیست.

http://www.avazak.ir/gallery/albums/userpics/10001/Avazak_ir-Love634.jpg


پ.ن:من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
میروم  شاید  فراموشت  کنم
میروم از رفتن من شاد باش
از عذاب   دیدنم   آزاد   باش



نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت توسط لیلا|

وقتی دو عاشق از هم جدا میشن
دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن
چون به قلب همدیگه زخم زدن
نمیتونن دشمن همدیگه باشن
چون زمانی عاشق بودن
تنها میتونن آشنا ترین غریبه برای همدیگه باشن

http://s2.picofile.com/file/7294145806/_www_AllPic_ir_3536.jpg

من تو را بیشتر از غرورم دوست داشتم

و تو ....

غرورت را بیشتر از من

حالا اما ....

بگذریم

نه چیزی از غرور تو مانده

نه از دوست داشتن من ...

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت توسط لیلا|

  تا کجا باید رفت
    تا کجا باید برد
    کوله باری را به نام زندگی
    که درونش آرزوها هم گدایی می کنند
    تا کجا باید گریخت
    از حضور سردِ مرگ
    از هجوم وحشت ودلواپسی
    از شبیخون حماقت در هوس
    تا به کی باید شنید
    یک ترانه را ز جنس خاطره
    از هزاران فرسخ احساس گناه
    از هزاران فاصله تکرار ِغم
    تا به کی باید ببینم
    این همه دلخستگی را
    وبمانم همچنان پا برجا
    تا به کی ...


 http://s2.picofile.com/file/7290505913/_www_AllPic_ir_3506.jpg

نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت توسط لیلا|

زخمی به دلم مانده ...
دلت را قرض میدهی؟

امشبم را مرحم باشد ...

http://www.avazak.ir/gallery/albums/userpics/10001/normal_Avazak_ir-Light67.jpg

پ.ن:حرمت نان از قلب بیشتر است

انرا می بوسند این را میشکنند...

نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت توسط لیلا|

می ترسم از نبودنت

و از بودنت بیشتر!

نداشتن تو ویرانم میكند

و داشتنت متوقفم

وقتی نیستی كسی را نمی خواهم

و وقتی هستی تو را می خواهم

رنگهایم بی تو سیاه است و در كنارت خاكستری ام

خداحافظی ات به جنونم می كشاند

و سلامت به پریشانیم

بی تو دلتنگم و با تو بی قرار

بی تو خسته ام و با تو در فرار

در خیال من بمان

از كنار من برو

من خو گرفته ام به نبودنت


http://aloneboy.com/pic/winter/s2/tasavire%20barfi%20_%20AloneBoy.com%20_%20s2%20%2813%29.jpg

نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت توسط لیلا|

 و هيچ كس نفهميد كه چه شدم...
نه ماه بودم، نه خورشيد...
اما هيچ دلي سراغ مرا از آسمان تنهايي اش نگرفت
گويي ابرها هيچ اند
و فقط ابرند و بايد ببارند...
و تنها باريدم...
خسته ام...


خسته از باريدن و تمام نشدن
خسته از بودن و نبودن...
اما بايد رفت
آنكه رفت ، رسيد

پس بايد رفت و رسيد...

http://s1.picofile.com/file/6500686116/4.jpg


روزی،
جــــــایی،
سرانجـــــــــام
به هــــــم خواهیـــــــــم رسید....

نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت توسط لیلا|

مشت بر زمین ، تكه ای خاک برداشتم . . .

بویدمش

بوسـیدمش . . .

خدایا این همان  یار  خلق نشده من است...


http://s1.picofile.com/file/7223712896/_www_AllPic_ir_3247.jpg

نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت توسط لیلا|

 نگاهم که سیاه شد

بر سپیده ی برفی جاده،

من ماندم و

چرخش خلاف جهت عقربه ها

و مرثیه ی نیامدنت!


http://www.centralpark.com/usr/photos/normal/90/snowy-cps-bench.jpg

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد 

که سر از خاک بیرون آورده باشد


پ.ن:هرگز به ديگران اجازه نده قلم خودخواهي دست بگيرند

 دفتر سرنوشت را ورق بزنند

 خاطراتت را پاک کنند

 و در پايانش بنويسند قسمت نبود . . .
نوشته شده در جمعه سی ام دی 1390ساعت توسط لیلا|

 هر چند نمی‌دانم خواب‌هایت را با که شریک می‌شوی اما هنوز ، شریک تمام بی‌خوابی‌های من، تویی



http://avazak.ir/gallery/albums/userpics/10001/Photo-skin_ir-Light316.jpg

نوشته شده در شنبه دهم دی 1390ساعت توسط لیلا|

با حسِ عجیبی با حال غریبی دلم تنگته
پر از عشق و عادت بدون حسادت دلم تنگته
گله بی گلایه، بدون کنایه دلم تنگته
پر از فکر رنگی، یه جور قشنگی دلم تنگته
تو جایی که هیشکی واسه هیشکی نیست و، همه دل پَریشَن
دلم تنگه تنگه واسه خاطراتت، که کهنه نمیشن
دلم تنگه تنگه برای یه لحظه کنار تو بودن
یه شب شد هزار شب که خاموش و خوابن چراغای روشن

منِ دل شکسته با این فکر خسته، دلم تنگته
با چشمای نمناک،  تر و ابری و پاک دلم تنگته
ببین که چه ساده بدون اراده، دلم تنگته
مثل این ترانه چه قدر عاشقانه، دلم تنگته – دلم تنگته

یه شب شد هزار شب، که دلغنچه ی ما قرار بوده وا شه
تو نیستی که دنیا به سازم نرقصه، به کامم نباشه
چه قدر منتظر شم که شاید از این عشق سراغی بگیری
کجا کی کدوم روز، منو با تمام دلت می پذیری

منِ دل شکسته با این فکر خسته، دلم تنگته
با چشمای نمناک،  تر و ابری و پاک دلم تنگته
ببین که چه ساده بدون اراده، دلم تنگته
مثل این ترانه چه قدر عاشقانه، دلم تنگته – دلم تنگته

http://s1.picofile.com/file/7223722789/AllFoto_ir_2209.jpg

نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390ساعت توسط لیلا|


خسته ام دیگر ازین فریاد ها
خسته از بی مهری و بی دادها

خسته از دلبستگی و یاد ها
خسته از شیرین و از فرهاد ها
خسته ام از این همه دیوانگی
خسته از نادانی فرزانگی

خسته از این دشمنان خانگی
خسته ام ازین همه بیگانگی

خسته ام از گردش چرخِ فلک
خسته از تنهایی و شب های تک

خسته از ایمانم و تردید و شک
خسته از دیو و دَد و دوزو کلک

خسته ام دیگر ازین آوارها
خسته از سنگینی دیوارها

خسته از ظلم و بد و آزارها
خسته از بی یاری بیمارها

خسته ام از تابش مهر و قمر
خسته از نامردمی های بشر

خسته از بی فطرتان بی هنر
خسته ام از خستگی ها، بیشتر…

خسته ام، خسته ام…

http://www.avazak.ir/gallery/albums/userpics/10001/Avazak_ir-Love546.jpg


نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت توسط لیلا|

روز محشر با کسی که دوستش داری محشور خواهی شد...



یعنی ما با هم...


چقدر برای تموم شدن دنیا بی تابم ....

http://mypix.ir/wp-content/uploads/2011/05/Www.MyPix_.ir584.jpg


نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت توسط لیلا|

چه بی پروا
دلم آغوش ممنوعه ای را میخواهد
که تنها شرعی بودنش را
من میدانم
و تو
و دلم...


http://mypix.ir/wp-content/uploads/2011/02/Www.Mypix_.ir-192.jpg

نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت توسط لیلا|




http://mypix.ir/wp-content/uploads/2011/04/Www.MyPix_.Ir507.jpg

نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1390ساعت توسط لیلا|



هنوز هم  هر آن خاطراتت را به یاد می آورم


کمی زود رنج هستم به همین خاطر قسمتی از وجودم همیشه غمناک است


هنوز هر کدام به صورت مستقل زخم هایم هستید


دریایم مواج است به همین خاطر


ساحلم کمی سوت و کور است


یک بار میسوزم یک بار خاموش میشوم،یک بار میگریم و یک بار میخندم


شادی هایم تماما قبضه شد(به یغما رفت)


مثل کوه و دریا من هم درد و رنج ها دارم،شاهدم ترانه هایم هستند


تا کی به زندگی چشم امید ببندم
 

همین که می آیم گل هایم را شکفته کنم پاییز پشت در انتظارم را میکشد(تباه شدن امیدها)


بسیار زود سرنوشت را شناختم و بسیار زود طعم آن را چشیدم


من در بی زمانی بزرگ شدم،اکنون روزهای کودکیم گم شده اند

http://www.avazak.ir/gallery/albums/userpics/10001/Avazak_ir-Love464.jpg

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت توسط لیلا|


Design By : Pichak